درسنامه آموزشی مطالعات اجتماعی کلاس ششم
درس 20: استعمار چیست؟
تغییر و تحول در اروپا
در درسهای گذشته خواندید در دورهای که مسلمانان در عصر شکوفایی علم و فرهنگ زندگی میکردند، اروپاییان در عصر تاریکی به سر میبردند. به تدریج تغییر و تحوّلاتی در اروپا بهوجود آمد و اروپاییان قدرتمند شدند. راستی چه عواملی موجب قدرتمندی آنها شد؟
1- علوم و فنون از جهان اسلام به اروپا انتقال یافت.
حدود چهار قرن پیش، تجارت و داد و ستد میان اروپاییان و مسلمانان گسترش یافته بود. اروپاییان از طریق دریای مدیترانه و شمال آفریقا، محصولاتی نظیر شکر، قهوه، کاغذ، قطبنما، داروی گیاهی و ادویه را از مسلمانان خریداری میکردند. در این رفت و آمدها، علوم و فنون مسلمانان مورد توجّه آنها قرار میگرفت. اروپاییان کتابهای پزشکی جهان اسلام و بسیاری کتابهای دیگر علوم اسلامی را به زبان خودشان ترجمه کردند و توانستند از این علوم استفاده کنند. بهتدریج علوم و فنون مسلمانان به شیوههای مختلف به اروپا انتقال یافت.
2- تجارت و بازرگانی در اروپا رونق یافت.
تجارت موجب شد ثروت اروپاییان بیشتر شود. شهر و شهرنشینی رشد کرد و شکل زندگی مردم را تغییر داد. به تدریج کارگاههای صنعتی افزایش یافت.
3- اروپاییان در علم و هنر پیشرفت کردند.
اروپاییان در علوم و فنون پیشرفتهایی کردند. اختراع دستگاه چاپ به وسیلهی گوتنبرگ و تلسکوپ به وسیلهی گالیله، نمونههایی از اختراعات آن دوره است.
از بین علومی که در آن دوره بسیار مورد علاقهی اروپاییان قرارگرفت، جغرافیا و ستارهشناسی (نجوم) بود. این دو علم به شناخت سرزمینها و راههای دریایی و تجارت کمک میکرد.
4- اروپاییان با اکتشافات جغرافیایی، استعمارگری را آغاز کردند.
بشر امروز میداند که زمین کروی است. او همهی قارّهها و سرزمینهای کرهی زمین را میشناسد و میتواند به راحتی به همه جا سفر کند؛ امّا چهارصد سال پیش چنین چیزی نبود. انسانها از سایر مناطق کرهی زمین اطلّاع اندکی داشتند. در آن زمان اروپاییان از کتابهایی که جغرافیدانان و ستارهشناسان مسلمان نوشته بودند، استفاده کردند و با ساخت کشتیهای محکمتر و پرسرعتتر و استفاده از مهارت دریانوردی به کشف سرزمینهای جدید پرداختند.
پرتغالیها و اسپانیاییها پیشگام بودند و در ادامه سایر کشورهای اروپایی با عبور از اقیانوسها، سرزمینهای جدید از جمله قارهی آمریکا را کشف کردند.
وقتی دریانوردان، سرزمینهای جدید را کشف میکردند، راه برای هجوم دولتهای اروپایی به آن سرزمینها باز میشد. آنها این سرزمینها را میان خود تقسیم میکردند. ساکنان بومی آنها را میکشتند یا بهصورت برده در میآوردند و منابع و ثروتهای آنها را غارت میکردند؛ بدین ترتیب استعمارگری آغاز شد.
فعالیت 1 (صفحه 134 کتاب درسی)
همفکری کنید و از روی نقشه، مسیرهای دریایی را دنبال کنید و بگویید در هر مسیر، دریانوردان به کدام سرزمینها یا قارهها رسیدهاند؟ کدام کشورها به دریانوردی و کشف سرزمینهای جدید مشغول بودند؟
دریانوردان در طی سالها توانستند قارّهٔ آفریقا را دور بزنند، به شرق آسیا بروند و بعد قارّهٔ آمریکا را کشف کنند.
فعالیت 2 (صفحه 134 کتاب درسی)
به طور گروهی کاربرگهی شمارهی 25 را در کلاس کامل کنید.
پاسخ در لینک زیر
https://gama.ir/test/detail/4031
نفوذ استعمار در ایران
از آن زمان تاکنون استعمارگران در کشورهای دیگر از راههای مختلف نفوذ کردهاند:
آنها گاهی به سرزمینهای دیگر حملهی نظامی، و آنها را اشغال کردهاند؛ سپس گفتهاند که هدفشان آباد کردن این کشورها است در حالی که هدف اصلی آنها غارت منابع این کشورها است.
گاهی نیز سعی کردهاند از کشورهای دیگر امتیازاتی بگیرند یا روابطی با آنها برقرار کنند که به نفع خودشان باشد؛ به عبارت دیگر در آن کشورها نفوذ کنند.
فعالیت 3 (صفحه 135 کتاب درسی)
الناز به تازگی متوجه شده است که شجرهنامهی خانوادگی دارد. بعد از بررسیهای او و برادرش محمد و سؤالاتی که از پدربزرگ و مادربزرگ خود پرسیدند، فهمیدند که اجدادشان در شهر باکو زندگی میکردند. البته پدربزرگش میگفت که آن زمان باکو قسمتی از سرزمینمان ایران بود!
چرا شهر باکو از کشورمان جدا شد؟
شهر باکو در زمان جنگهای ایران و روسیه در دورهی قاجار از کشورمان جدا شد. پس از شکست ایران در این جنگها، طبق عهدنامههای گلستان و ترکمانچای، بخشهایی از شمال ایران مانند باکو، شیروان، نخجوان و قفقاز به روسیه واگذار شد.
چرا ایران مورد توجه کشورهای استعمارگر بود.
کشورهای استعمارگر برای غارت منابع و معادن ایران، آن را مورد توجّه قرار میدادند.
کدام کشورها در امور ایران دخالت میکردند؟
کشورهای انگلیس، روسیه و آمریکا در امور ایران دخالت میکردند.
این امتیازات و دخالتها چه ضررهایی به ایران وارد کرد؟
این امتیازات و دخالتها باعث غارت منابع و معادن ایران و جلوگیری از پیشرفت کشور شد.
به نظر شما چرا شاهان قاجار و پهلوی به استعمارگران اجازهی دخالت میدادند؟
شاهان قاجار و پهلوی به مردم اتّکا نداشتند و برای حفظ قدرت خود به استعمارگران اجازهٔ دخالت میدادند.